السيد الطباطبائي

173

مجموعه رسائل ( فارسى )

موجب آنچه در صفحات پيشين شرح داده‌ايم و تكرار آن بىمورد است ، اين آيه نه فقط اتصال نسلى آدم را به نوع بشر دفع نمىكند ، بلكه ترديدى نداريم كه در تأييد آن نيز مىباشد . 9 . در صفحه 272 باز به طور اجمال چنين فرموده‌اند « . . . دليلى كه از شواهد تشريح تطبيقى ، جنين‌شناسى و علم فسيل‌ها در تكامل و انشعاب تدريجى انواع موجودات اقامه شده ، از اثبات آن عاجز است . » در توضيح اين اظهارنظر ، دو مطلب را متذكر مىشويم : اولًا : نمونه‌ها و شواهدى از علوم زيستى و زمين‌شناسى امروز را كه در بخش اول كتاب خلقت انسان براى مزيد اطلاع افرادى كه به اين قبيل مباحث آشنايى ندارند ذكر نموده‌ايم ، جزئى از كل و عشرى از اعشار مثال‌ها و مواردى است كه در هر يك از رشته‌هاى علوم مذكور به بحث گذاشته و به تجربه رسانيده‌اند و تأييدى كه از اين مباحث ، در مسئلهء تكامل و پيوستگى سلسله موجودات زنده ، مىتوان گرفت ، همانا نتايج مثبتى است كه در قسمت عملى و اجرائى علوم مزبور ، مثل اصلاح نژادهاى گياهان و حيوانات و بهداشت انسانى و يا اكتشافات زيرزمينى تحصيل نموده‌اند و هرگاه شواهد ذكر شده در بيان پيوستگى و قاربت موجودات ، نارسا و غير مؤيد بود ، چگونه به نتايج حيرت انگيزى كه مثلًا در پزشكى امروز و يا استفاده از منابع طبيعى رسيده‌اند ، و اصل مىگرديدند ؟ و يا با يك بحث فلسفى راجع به آن كه « ماده در حين استكمالش صور مختلف حيوانى را قبول نمىكند » چگونه مىتوان نتايج عملى و ملموس مذكور را ناديده گرفت ؟ در علوم طبيعى تجربى ، نظريات و فرضيه‌ها غير از قوانين و قواعد هستند ، ولى آن‌ها متغير و غير قطعى مىباشند ، اين‌ها پابرجايند و جنبه قطعى دارند . مثلًا در علوم زيستى نظريه راجع به علت يا علل مؤثر در تغيير تدريجى صفات طبيعى انواع موجودات و انشعاب يك گروه از گروه ديگر ، صورت قطعى ندارد ، اما مسئله ظهور